پستهای معروف از این وبلاگ
غزلمثنوی روز واقعه شاعر بیداد خراسانی
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر اسٺ اما چه سود حاصل گلهای پرپر اسٺ شـرم از نگاه بلبل بیدل نمیڪنید کز هجر گل نوای فغانش به حنجر اسٺ از آن زمان که آینهگردان شب شدید آیینهٔ دل از دم دوران مُڪدر اسٺ فردایتان چکیدهٔ امروز زندگی سٺ امروزتان طلیعهٔ فردای محشر اسٺ وقتی که تیغ کینه سر عشق را برید وقتی حدیث درد برایم مڪرر اسٺ وقتی ز چنگ شوم زمان مرگ میچکد وقتی دل سیاه زمین جای گوهر اسٺ وقتی بهار وصلهٔ ناجور فصل هاسٺ وقتی تبر مدافع حـق صنوبر اسٺ وقتی به دادگاه عـدالٺ طناب دار برصدر مینشیند و قاضی و داورسٺ وقتی طراوٺ چمن از اشک ابرهاسٺ وقتی که نقش خون به دل ما مُصوّر اسٺ وقتی که نوح کشتی خود را به خون نشاند وقتی که مار معجزهٔ یک پیمبر اسٺ وقتی ڪه برخلاف تـمام فسـانه ها امروز شعله مسلخِ سرخ سمندر اسٺ از من مخواه شعر تَر ای بیخبر ز درد شعری که خون از آن نچکد ننگ دفتر اسٺ ما با زبان سـرخ و سـر سـبز آمدیم تیغ زبان بُرندهتر از تیغ خنجر اسٺ این تخته پارهها که به آن چنگ میزنید ته ماندههای زورق بر خون شن...
قتل کسروی نوشته ناصر پاکدامن بخش چهارم
محل دفن جنازهها مخالفت یاران و خانواده کسروی با دفن جنازه ها در گورستان ظهیر الدوله مامورین انتظامی را به تلاش و کنکاش واداشت. چرا که دستور داشتند هرطور هست این جنازه های متلاشی را از جلوی چشم مردم بردارند. پس از گفتگوی بسیار با پا در میانی شهردار تجریش و به راهنمائی یکی از کارکنان گورستان ظهیر الدوله قرار شد چند نفر از مامورین و یاران با متولی امامزاده قاسم شمیران که در سینهی شمالی کوه البرز قرار دارد، گفتگو کنند. گویا که یکی از مامورین هم جلوتر رفته بود از طرف شهردار و کلانتری تجریش، از او خواسته شده بود این کار را حتما سر و صورتی بدهد. ما که به همراه مامورین به امامزاده قاسم رفتیم، متولی با آمادگی کامل و روی خوش گفت "یک ساعت دیگر میتوانید جنازه ها را بیاورید همه چیز آماده است" من از او پرسیدم که آیا میتوانم محل را ببینم با گرمی جواب داد "با کمال میل، دنبال من تشریف بیاورید" در بین راه نجوا کنان و به زیرکی گفت "وقتی به بنده امر شد این خدمت ناقابل را انجام دهم با اجازه شما صلاح ندانستم در گورستان عمومی امامزاده ترتیب این کار را بدهم. یک جای مرغوب و ...

نظرات
ارسال یک نظر